تبليغاتX
★دخترانه , ورود پسرها ممنوع★
★دخترانه , ورود پسرها ممنوع★

این وب مخصوص دخترای زیبا است تا باهم به ریش پسرها بخندیم

توضيحات


سلام
اسم من سارا است و اين وب درباره موضوعات مربوط به دختران ميباشد و قرار هست هرچيزي كه براي دخترها جالب است در اين وب بگذارم البته با كمك شما دوستان عزيز
در ضمن چون وبلاگ دخترونه هست لطفا پسرها مزاحم نشوند.
اگر مي خواهيد درباره من بيشتر بدونيد به وب دومم مراجعه كنيد با اين آدرس
www.dokhtar-tehrani.blogfa.com
پیوندهای روزانه
پیوندها
خبرنامه
کد خبرنامه
سایر ابزارها
تبلیغات
جای بنر های شما
پست شماره: 1

سلام دوستان عزيزم

ميخوام يك جامعه مجازي باحال بهتون معرفي كنم.  با اعضاي باحالتر مثل خودتون

خب الان يه كم توضيح ميدم تا بدونيد چه جوريه

جامعه مجازي کلوب نت به آدرس www.Cloobnet.com  سه ماهه فعاليت خود را آغاز کرده

در اين سايت هر کاربر  يک پروفايل و يک گالري عکس داره و همچنين ميتونه ارتباط با دوستان خود را در
محيطي زيبا تجربه کنه.
همچنين کاربران ميتونن براي خودشون گروه هايي درست کنن و از ديگران براي
عضويت در گروه خود دعوت کنن 
اين سايت امكان ايجاد وبلاگ  و نظرسنجي را به شما ميده 


کلوب نت همچنين بخشي براي دانلود موزيک داره که سرزدن به آن خالي از لطف نيست.

اگه دوست داري بيشتر باهاش آشنا بشي رو لينك زير كليك كن


كلوب عشق و دوستي




+ | نوشته شده در: دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 توسط: سارا |
پست شماره: 2

هک کردن ایدی   17.gif A¥AH00

oohay

اگر می خواید آیدی هک کنید همین الان مرحله به مرحله این مطلب را انجام بدید.:::::::::::

من چند روز بود كه به دوست پسرم شك كرده بودو كه چند تا با چند تا دختر دیگه دوسته و میگه فقط تو عشق منی ... تصمیم گرفتم ای دی یاهویش را هك كنم تا ببینم كسی دیگه هم براش میل میزنه برای همین

هدود10 روز تو گوگل هك ایدی یاهو رو جستجو كردم ..روشهای زیادی هم پیدا كردم از جمله فرستادن تروجان و از طریق پسورد لیست یا صفحه های قلابی یاهو .....اما من كه تازه وارد بودم واین روشها برام سخت بود ونتونستم جواب بگیرم این بود  كه داشتم كلافه میشدم كه به این روش برخوردم گفتم یه امتحانی بكنم كه نتیجه گرفتم

گفتم حالا كه این روش به این خوبی وجود داره اونو برای شما هم بگذارم تا استفاده كنید ودروغ دوست پسراتون رو رو كنید

۱-سایت یاهو رو باز کن  www.yahoo.com

۲-روی میل کلیک کن یا این عبارت رو تایپ کنwww.mail.yahoo.com 

۳-sing in   شو یعنی ایدی و پسورد رو وارد کن

۴-روی compouse   کلیک کن جفت  in box

۵-در قسمت to   این ایدی نامبر که یه روبوت با برنامه اسمبلیه رو کپی کن .screp.1010100101101010101@yahoo.com

 -در قسمتsubject بنویسید#025815#oo=>

۷-در قسمتی که مربوط به متن میل هست به ترتیب زیر عمل کن

"ایدی خودت رو بنویس"Line 1:

مثال -" line "1ali@yahoo.com---بقیه رو هم طبق مثال و اموزشهای زیر پر كنید . علامت " و" را در دو طرف ای دی فراموش نكنید بهد از كذاشتن این عللمت دو طرف ایدی خودش غیر قابل نمایش میشود

"پسورد ایدی خودت"Line 2:

"ایدی که میخواهید هک کنید"Line 3:

"??????????"Line 4: Old password

" پسورد جدیدی ایدی که هک میشه"Line 5: New password

نکته: در "??????????"Line 4: Old password هیچ گونه تغیری ایجاد نکنید

نکته۲:در قسمت ۵یک پسورد ساده مثل ۱۲۳۴۵۶بدهید

نکته۳:این روش در مورد ۹۰٪ایدی ها جواب میده بجز اون ایدی هایی که پسوردشون طولانی یا سخت باشه.

 

...این ایدی پورتر نامبر که با اسمبلی طراحی شده راه مقابله هم داره  راه مقابله با این روش هم به زودی میزارم



+ | نوشته شده در: دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390 توسط: سارا |
پست شماره: 83

بعد از کلی بحث و گیر و کوفت و زهره مار!!!!!!!

 

به این نتیجه رسیدیم که پسر چقدر مفیده!!!!!!!

 

فکر کنم چارلی چاپلین هم آخرین بار به یه همچین نتیجه ای رسیده بود!!!!!!!ولی مثه من عملیش نکرده بود!!!! ( بیچاره عمرش قد نداد!!!)

 

یعنی چی؟؟!!!

 

یعنی  تصمیم گرفتیم از این به بعد به جا اینکه ضد پسر و طنزش کنیم بنویسیم!!!

درباره  محاسنشون بینویسیم!!! هم طنز! هم با ضدش فرق نداره!!!!!

 

خوب این پست یه سوال داره : اگه پسر نبود ؟؟!!! ما به چی میخندیدیم؟؟!!!

 

داستان از اینجا شروع میشه که یه روزی  !!

روزگاری!!!!!

غزالی از کوچه ای می گذشت(گذر می کرد!)

که ناگهان چند تا پارچه مشکی و بوی هلوا و صدا الله و اکبر و باقی مخلفات!! را با گوش و چشم و حلق و بینی !!!  عمیقا حس کرد!!!!

این حس یه چیزیو می رسوند!!!

اینکه حتما یکی مرده!!!!!!!!

جلوتر رفت!!!!!

جلوتر !!!

جلو!!!

بازم جلوتر!!!

یکم دیگه !!!!

که یه دفعه!!!!

صدای انفجار یه عده از فرط خنده!!!!

ذهن غزال و دچار تناقض کرد!!!!!!!!

اجتماع!گریه! حجله!!!هلوا !!!انفجار! خنده!!!غزال !

پارادوکس داره!!!!!

خلاصه غزال قصه ی ما همینطوری با خودش درگیر بود که یه دفعه!!!چشش خورد به حجله و عکس مرحومه!!!!

یه دفعه کلهوم سوالای ذهنش جواب گرفتن!!!!!!!

و این دفعه غزال بود که از فرطه خنده منفجر شد!!!!!!!!!!

 

خوب داستان و همین جامی بندیمش!!!!!!

سوال:

غزال واسه چی خندید!!؟؟؟

آیا غزال بی فرهنگ است؟؟؟

یا غزال مشنگ است؟؟؟؟

الان موضوع غزال نیست !!!موضوع عکس مرحومس!!!!

متاسفانه غزال یادش رفت عکس بگیره ازش!!! فرداشم که رفت عکسشو برداشته بودن!!!!!!!شرمنده!!!

 

ولی خودش قول داده که چهره ی طرف و به کمک نثر تفسیر کنه!!!!!

 

عشوه ی شتری!!!!!! عکس از 3 رخ بود!!!! یه پسر چشم ابرو مشکی  با موهای دمب اسبی!!! تا زیر کمر!!! یه پوز خنده مسخره!!!!  اندکی جواهرجات!!!! از هر نوعش!!! یه دست زیره چونه!!! و...!!!!

 

خداییش!! تو هم بودی می ترکیدی!!!

این عکسه اصلا مناسب حجله نبود!!!!!! به جای اینکه موجب تاسف جمع شه باعث ....!!!! استغفر الله!!!!!

جدا  این پسر عکس از این  سنگین تر نداشت!!!!!؟؟

تازه جالب تر اینکه!!! می گفتن طرف چاقو خرده!!!! آخه بچه سوسول و چه به چاقو!!؟؟

فکر کنم دیگه جواب اون سوال اصلیه این پست و گرفتین!!!

حالا نتیجه های این پست!!

  1. پسر جماعت چند تا عکس آبرو مند از خودت بنداز!!! لازم میشه !!!
  2. هر عکسی که می خوای بگیری مراقب باش !!! فکر کن اگه یه دفعه اینو بذارن رو حجلت  چی؟؟؟!!!
  3. اگه امکانش هست اصلا عکس نگیر!! نگیر آقا نگیر!!!!!
  4. اگه خنده هات مضحکه !! سعی کن تو عکسات نخندی!!!!!!
  5. وقتی از ترس دیدن  چاقو سکته کردی!!! الکی نگو چاقو خوردم!! نگو!!! داداش!!! نگو!!
  6. آخرشم اینکه این مطلب و می خونی 4 تا فحش بده!!!!! دلم تنگ شده!!تنگ!!!تنگ!!!!جوان ناکام!!!!


+ | نوشته شده در: جمعه بیستم اسفند 1389 توسط: سارا |
پست شماره: 62

یادتونه؟!؟! دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

یادتونه؟!؟! شبا بیشتر از ساعت 12 تلویزیون برنامه نداشت؟ دو تا کانال تلویزونی بیشتر نداشتیم ، اونم با تلویزیون سیاه و سفید که سر ساعت 12 سرود ملی رو پخش می کرد و قطع می شد.... شد جمهوری اسلامی به پا .....

یادتونه؟!؟! هركی بهمون فحش میداد كف دستمونو نشونش میدادیم می گفتیم: آیینه آیینه….

یادتونه؟!؟! ساعت 9.30 هر شب با این لالایی از رادیو میخوابیدیم: گنجیشک لالا مهتاب لالا شب بر همه خوش تا صبح فردا...لالالالایی لالا..لالایی لالالالایی لالا ..لالایی..گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه ساکت خوابیده بیشه...جنگل لالا برکه لالا
شب بر همه خوش تا صبح فردا

یادتونه؟!؟! زمستون اون وقتا تمام عشقمون این بود که رادیو بگه مدرسه ها به خاطر برف تعطیله 

یادتونه؟!؟! گنجشگکه اشی مشی .... لب بوم ما نشین .... بارون میاد تو خیس میشی .... برف میاد گولوله میشی ..... میفتی تو حوض نقاشی ....کی میپزه آشپز باشی ..... کی میخوره حاکـــــــــــم باشــــــــی
( به یاد هنرمندی که تنها خوند تنها زد و در تنهایی مرد)


یادتونه؟!؟! مدیر مدرسه از مادرامون کادو می گرفت سر صف می داد به ما. بعد می گفت: همه تو صفاشون از جلو نظام برید سر کلاساتون

یادتونه؟!؟! آلوچه و تمر هندی ، بستنی آلاسکا، همشون هم غیر بهداشتی

یادتونه؟!؟! خط کشهائی که محکم می زدیم رو مچ دستمون دستبند می شد

یادتونه؟!؟! کلی با ذوق و شوق تلویزیون تماشا می کردیم. یهو یه تصویر گل و بلبل میومد: ادامه برنامه تا چند دقیقه دیگر


یادتونه؟!؟! کارت صد آفرین می‌دادن خر کیف می‌شدیم، هزار آفرین که می‌دادن خوده خر می‌شدیم

يادتونه؟!؟! پسرا شیرن مثه شمشیرن...دخترا موشن مثه خرگوشن

یادتونه؟!؟! این بازیو پی پی پینوکیو پدر ژپتو، گُ گُ گُربه نره روباه مکار

یادتونه؟!؟! دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟ نه نه بی سوادی نه نه پس تو ....

یادتونه؟!؟! آهای، آهای، اهاااااای ، ننه،من گشنمه (دزد عروسکها)


یادتونه؟!؟! ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزم بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه

یادتونه؟!؟! اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم
یادتونه؟!؟! وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

یادتونه؟!؟! تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ...

یادتونه؟!؟! دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم.....

یادتونه؟!؟! عیدا میرفتیم خرید عید، میگفتن کدوم کفشو میخوای چه ذوقی میکردیم که قراره کفشمونو انتخاب کنیم

یادتونه؟!؟! بچه که بودیم وقتی میبردنمون پارک، میرفتیم مثل مظلوما می چسبیدیم به میله ی کنار تاب، همچین ملتمسانه به اونیکه سوار تاب بود نگاه میکردیم، که دلش بسوزه پیاده شه ما سوار شیم، بعدش که نوبت خودمون میشد، دیگه عمرا پیاده می شدیم

يادتونه؟!؟! پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

یادتونه؟!؟! وقتی مشق مینوشتیم پاک کن رو تو دستمون نگه میداشتیم، بعد عرق میکرد، بعد که میخواستیم پاک کنیم چرب و سیاه میشد و جاش میموند، دیگه هر کار میکردیم نمیرفت، آخر سر مجبور میشدیم سر پاک کن آب دهن بمالیم، بعد تا میخواستیم خوشحال بشیم که تمیز شد، میدیدیم دفترمون رو سوراخ کرده

یادتونه؟!؟! اون قدیما هر روزی که ورزش داشتیم با لباس ورزشی می رفتیم مدرسه... احساس پادشاهی می کردیم که ما امروز ورزش داریم، دلتون بسوزه

يادتونه؟!؟! سر صف پاهامونو 180 درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم

يادتونه؟!؟! گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می كشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

یادتونه؟!؟! صفحه چپ دفتر مشق رو بیشتر دوست داشتیم، به خاطر اینکه برگه های سمت راست پشتشون نوشته شده بود، ولی سمت چپی ها نو بود

یادتونه؟!؟! آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن


یادتونه؟!؟! برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم

یادتونه؟!؟! تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم

یادتونه؟!؟! یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده، بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم


یادتونه؟!؟! تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم آقا دفترمونو جا گذاشتیم!!


یادتونه؟!؟! چی شده ای باغ امید، کارت به اینجا کشید؟؟ دیدم اجاق خاموشه، کتری چایی روشه، تا کبریتو کشیدم، دیگه هیچی ندیدم

یادتونه؟!؟! برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه "برگه امتحان" گنده نوشته بودن

یادتونه؟!؟! زندگی منشوری است در حرکت دوار ، منشوری که پرتو پرشکوه خلقت با رنگهای بدیع و دلفریبش آنرا دوست داشتنی، خیال انگیز و پرشور ساخته است. این مجموعه دریچه ایست به سوی..... (دیری دیری ریییییینگ) : داااااستانِ زندگی ی ی ی (تیتراژ سریال هانیکو )

یادتونه؟!؟! یک تکه ابر بودیم، بر سینه ی آسمان، یک ابر خسته ی سرد، یک ابر پر ز باران

یادتونه؟!؟! چیپس های دست ساز رو از همونایی که تو یه نایلون شفاف دراز بود و بالاش هم یه مقوا منگنه شده بود، چقدرم شور بود ولی خیلی حال میداد

یادتونه؟!؟! با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه


یادتونه؟!؟! اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!

یادتونه؟!؟! خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از كازرون برن
نیشابور، تو کتاب تعلیمات اجتماعی

یادتونه؟!؟! دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم

یادتونه؟!؟! خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک رو) با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده ش

یادتونه؟!؟! سه بار پشت سر هم بگو: گاز دوغ دار، دوغ گازدار!! یا چایی داغه، دایی چاقه

يادتونه؟!؟! بااااااا اجازه ی صابخونه (سر اکبر عبدی از دیوار میومد بالا)

یادتونه؟!؟! تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم .همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

یادتونه؟!؟! یکی از بازی محبوب بچگیمون کارت جمع کردن بود، با عکس و اسم و مشخصات ماشین یا موتور یا فوتبالیستها، یا ضرب المثل یا چیستان ...

یادتونه؟!؟! قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه


یادتونه؟!؟! اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررتررررررررررررر صدا میداد

]یادتونه؟!؟!خط فاصله هایی که بین کلمه هامون میذاشتیم یا با مداد قرمز بود یا وقتی خیلی میخواستیم خاص باشه ستاره می کشیدیم

یادتونه؟!؟! من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه



+ | نوشته شده در: شنبه یکم آبان 1389 توسط: سارا |
پست شماره: 79

من بودم و نگاه سرد و خسته ي مهتاب بي فروغ

همراه با ترنم يک صورت دلربا تنها و بي نصيب

چون آرزوي سرد   چون ماه تاب نور   دادم به دست باد  همه آرزوي خويش

آهسته در شامگاه مي خفت در نگاه من آن عشق ماندگار    آرام و بي صدا

او آن اميد جان من آن سايه ي خيال مي سوخت در شرار گرم نگاه خويش

وز عشق هاي خفته و اندوه مردگان رنجي نهفته در دل درد آشناي خويش

آن عشق گمشده آن مرد زندگي مي خواند در جبين درخشان ماه تاب:

افسانه ي غم من و شرح جفاي خويش

اينک شب است و باز سياهي و اوج درد

اين مرد زندگي تنها و بي پناه همراه با ترنم يک صوت جانگدار

شايد فقط سکوت ولي نه   تکرار يک کلام:

حسرت     حسرت     حسرت



+ | نوشته شده در: دوشنبه پنجم مهر 1389 توسط: سارا |
پست شماره: 61

بچه ها مطالب وبلاگ من کجاست



+ | نوشته شده در: پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389 توسط: سارا |
پست شماره: 81

برای ثبت نام یارانه در سایت مرکز آمار ایران باید به قسمت سامانه اطلاعات اقتصادی خانوارهای ایران مراجعه فرمایید.
بهتر است قبل از استفاده از سایت یارانه حتما راهنمای ثبت نام یارانه را مطالعه بفرمایید.
توجه کنید که  مهلت پر کردن فرم ثبت نام بر اساس آخرین رقم کارت ملی سرپرست خانوار می باشد.

آمار ایران

برای ویرایش اطلاعات اقتصادی خانوار، کسانیکه به تازگی ازدواج کردند، به جای کد رهگیری همان کد ملی سرپرست را وارد کنند.
برای ارسال شماره حساب یارانه به سامانه شماره حساب خانوار به آدرس رفاهی ( یارانه شماره حساب) www.refahi.ir مراجعه فرمایید.
دقت کنید برای ثبت نام یارانه اطلاعات اقتصادی خانوار و اصلاح اطلاعات خانوار مهلت زیادی ندارید.
متاسفانه عده زیادی از افراد آشنایی صحیحی برای استفاده و یا پیدا کردن لینک سایت ثبت نام یارانه ندارند.
برای همین منظور قسمت های مرتبط را لینک گذاری کردیم تا کاربران بسادگی به سایت متصل شوند.
آدرس اصلی ثبت نام یارانه به این صورت است yaraneh.amar.org.ir می باشد
سایت ثبت احوال کشور www.ncr.ir برای دریافت اطلاعات سرپرستان جدید که به هر دلیل از خانواده قبلی جدا شده اند ایجاد شده است.




+ | نوشته شده در: چهارشنبه یازدهم فروردین 1389 توسط: سارا |
پست شماره: 57

 

 

مرا صد بار اگر از خود براني دوستت دارم

به زندان جفايت هم كشاني دوستت دارم

به پيش خلق اگر نتوان حديث عشق را گفتن

درون سينة تنگم نهاني دوستت دارم

چه حاصل از جفا كردن چه سود از مهر ورزيدن

مرا لايق بداني يا نداني دوستت دارم!



+ | نوشته شده در: سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط: سارا |
پست شماره: 56

 

من مستم

 

من مستم و ميخانه پرستم

 

راهم منماييد،

 

پايم بگشاييد!

 

وين جام جگر سوز مگيريد زدستم!

 

مي،لاله و باغم

 

مي،شمع و چراغم

 

مي،همدم من،

 

همنفسم،

 

عطر دماغم.

 

خوشرنگ ،

 

خوش آهنگ

 

لغزيده به جامم.

 

از تلخي طعم وي

 

انديشه مداريد،

 

گواراست به کامم

 

در ساحل اين آتش

 

من غرق گناهم

 

همراه شما نيستم،

 

اي مردم بتگر!

 

من نامه سياهم

 

فرياد رسا!

 

در شب گسترده پر وبال

 

از آتش اهريمن بدخو به امان دار

 

هم ساغر پر مي

 

هم تاک کهنسال

 

کان تاک زرافشان دهدم خوشه زرين

 

وين ساغر لبريز

 

اندوه زدايد ز دلم با مي ديرين

 

با آنکه در ميکده را باز ببستند

 

با آنکه سبوي مي ما را بشکستند

 

با محتسب شهر بگوييد :که هشدار!

 

هشدار!

 

که من

 

مست مي هر شبه هستم

 



+ | نوشته شده در: یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388 توسط: سارا |
پست شماره: 55





+ | نوشته شده در: پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 توسط: سارا |
آخرين مطالب
كلوب اينترنتي ايرانيان
دخترها بیایید دست دوست پسرمان را رو کنیم
جوان ناکاااااااااام!!!
یادتونه؟!؟!
حسرت

ثبت نام یارانه اطلاعات خانوار
دوستت دارممممممم
هشدار

تلاقی...
یادت نره
اس ام اس جوک

هک کردن پسورد ویندوز
پسرا را از روم بندازید بیرون
فرمت کردن هارد پسرها از طریق ارسال یک فايل
تست هوووش !!!
چه خبر
نکته ها


CopyRight © http://2khtar-bad.blogfa.com .:. Template Designer: GHALEBKADEH